پیام مسجد | کتاب، فرهنگ و دانایی برای همه

قصه‌ی شبِ گاو طلایی

نویسنده: محمد محمدی امین

ناشر: انتشارات مسجدنا

گروه سنی: ب، ج

این قصه‌ی شب این‌طور شروع می‌شود:

نزدیک ظهر بود و خورشید سوزان در وسط آسمان آبی می‌تابید. مردم شهر دور حضرت موسی(ع) حلقه زده بودند. چشم‌ها نگران بود و برخی درگوشی با هم زمزمه می‌کردند: «چه‌کسی این شخص را کشته است؟ یعنی چه اتفاقی افتاده است؟» همه با نگرانی به سراغ حضرت موسی(ع) رفته بودند تا او این مشکل را حل کند. ناگهان ندایی از سوی خدا به قلب موسی(ع) رسید: «گاوی بکشید… راز گشوده خواهد شد!»

بقیه‌ی قصه‌ی شب را بشنوید…

برچسب‌ها :

به دیگران خبر دهید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات

دیدگاه‌های خود را با ما در میان بگذارید.