پیام مسجد | کتاب، فرهنگ و دانایی برای همه

توضیحات

این داستان این‌طور شروع می‌شود:

در زمان‌های قدیم در شهری زیبا، مردی به نام «سلیمان» زندگی می‌کرد. سلیمان نجاری ماهر بود؛ اما روزگار بر او سخت گرفته بود. زمستانی سرد در راه بود و او پولی برای خریدن غذا و وسایل ضروری زندگی نداشت. او برای چند نفری نجاری کرده بود؛ اما هنوز پولش را نگرفته بود. البته باری سنگین‌تر روی دوشش بود: او سیصد و چهل دینار قرض داشت. طلبکاری به نام محمود، هر صبح بر در خانه‌شان می‌آمد و با صدایی بلند می‌گفت: «سلیمان! وقتش گذشت. پول مرا بده؛ وگرنه…»

بقیه‌ی داستان را ببینید…

دریافت رایگان فایل

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب ویدئویی در پناه امام”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *