پیام مسجد | کتاب، فرهنگ و دانایی برای همه

توضیحات

این داستان این‌طور شروع می‌شود:

زنبور ویزویزک در باغچه‌ی حیاط، روی شاخه‌ی گل نشسته بود. رعنا و برادرش مجید داشتند شیشه‌های عسل را داخل جعبه می‌گذاشتند. ویزویزک از روی شاخه بلند شد و دورشان می‌چرخید که ناگهان صدای زنگِ در آمد. مجید بعد از باز کردن در، سلام کرد. عمو مراد بود، با همان عصای سفید و عینک‌دودی همیشگی‌اش. او چند سال پیش بر اثر بیماری نابینا شده بود. عمو گفت: «مجید جان، عسل‌ها آماده‌ست؟» مجید گفت: «بله» و جعبه را برداشت و همراه عمو راهی شد.

بقیه‌ی داستان را ببینید…

دریافت رایگان فایل

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب ویدئویی شیرین‌تر از شهد”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *