نویسنده: محمد محمدی امین
ناشر: انتشارات مسجدنا
گروه سنی: ب، ج
این قصهی شب اینطور شروع میشود:
روزی از روزها در شهر مدینه، هوا بسیار گرم و پرغبار بود. حضرت فاطمهی زهرا(س) که مادر مهربان امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود، در بستر بیماری افتاده بود. تب چهرهی معصومش را سرخ کرده بود. امام علی(ع) کنار بستر همسرش نشسته بود و با چشمانی پر از محبت به ایشان نگاه میکرد. دلش برای حضرت فاطمه(س) میسوخت. با مهربانی پرسید: «فاطمه جان، ای نور چشمم! چه میل داری؟ چهچیزی میتواند تو را شاد کند؟ شاید با خوردن چیزی حال بهتری پیدا کنی.»
بقیهی قصهی شب را بشنوید…





