نویسنده: محمد محمدی امین
ناشر: انتشارات مسجدنا
گروه سنی: ب، ج
این قصهی شب اینطور شروع میشود:
هوا که رو به خنکی میگذاشت و ستارهها یکییکی در آسمان تیره ظاهر میشدند، حضرت موسی(ع) در سکوت شب با خدای مهربان رازونیاز میکرد. در دلش سؤالی داشت: «خدایا، دوست دارم بدانم همنشین من در آن باغهای سبز و خرم بهشت کیست، کسی که در آنجا کنار من خواهد بود…» ناگهان نور ملایمی مثل شعلهی شمعی نامرئی، فضای خلوتگاه را روشن کرد. جبرئیل، فرشتهی وحی، ظاهر شد و گفت: «ای موسای پیامبر، همنشین تو در بهشت، جوان قصابی است که در بازار پایین شهر، دکانی کوچک دارد.»
بقیهی قصهی شب را بشنوید…





