پیام مسجد | کتاب، فرهنگ و دانایی برای همه

کتاب صوتی مسجد چوبی

نویسنده: محمد محمدی امین

ناشر: انتشارات مسجدنا

گروه سنی: ب، ج

این داستان این‌طور شروع می‌شود:

هوا کم‌کم تاریک می‌شد. نسیم خنکی که از جنگل‌های دوروبر روستا می‌وزید، بوی خاک تازه و برگ‌های پاییزی را می‌آورد. در میان این تاریکی رو به افزایش، مسجد کوچک و زیبای چوبی با دیوارهای قهوه‌ای‌اش، آرام و محکم ایستاده بود. این مسجد، مرکز روستا بود و چراغ‌های کوچک حیاطش، نور کمی روی سنگ‌فرش‌ها می‌پاشیدند. احسان و امید با چراغ‌قوه‌های کوچکشان از کلاس قرآن آقای حسینی، امام مهربان و دوست‌داشتنی مسجد، بیرون آمدند. احسان پسر آرام و دقیقی بود و همیشه مراقب بود. اما امید پر از انرژی بود، کنجکاو و شجاع و همیشه دنبال یک ماجراجویی تازه می‌گشت. هنوز چند قدمی برنداشته بودند که…

بقیۀ داستان را بشنوید…

برچسب‌ها :

به دیگران خبر دهید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات

دیدگاه‌های خود را با ما در میان بگذارید.