توضیحات
نویسنده: محمد محمدی امین
ناشر: انتشارات مسجدنا
گروه سنی: ب، ج
این داستان اینطور شروع میشود:
در سرزمینی دور، شهری بزرگ بود که پادشاهی ستمگر به نام «دقیانوس» داشت. مردمِ آنجا بهجای پرستش خدای یکتا، بتهای سنگی را میپرستیدند. اما در میان آنها، گروهی از جوانان پاکدامن و باایمان بودند که پنهانی، خدا را عبادت میکردند. در یکی از وقتهایی که آنها برای عبادت خدا گرد هم جمع شده بودند، یکی از آنها گفت: «من شنیدهام پادشاه از راز ما آگاه شده و از این موضوع بسیار خشمگین است و تهدید کرده که اگر از خداپرستی خود دست برنداریم، ما را شکنجه خواهد کرد.» آنها تصمیم گرفتند مخفیانه در دل شب از شهر فرار کنند.
بقیۀ داستان را بخوانید…
دریافت رایگان فایل






دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.