توضیحات
نویسنده: محمد محمدی امین
ناشر: انتشارات مسجدنا
گروه سنی: ب، ج
این قصهی شب اینطور شروع میشود:
در یک روز آفتابی و زیبا، زِید با یک کیسهی پول بهسمت بازار رفت تا برای خودش یک الاغ بخرد. هوای تازه، آواز پرندگان و خورشید پشت ابر، همهچیز را قشنگ کرده بود. زید با خودش گفت: «چه روز خوبی! حتماً یک الاغ قوی و سالم پیدا میکنم. پول کافی که دارم! فروشندگان الاغ هم بسیارند.» در میان راه، دوستش امیر را دید که در کنار مغازهی میوهفروشی ایستاده بود و مشغول خریدن میوه بود!
بقیهی قصهی شب را بشنوید…
دریافت رایگان فایل






دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.