پیام مسجد | کتاب، فرهنگ و دانایی برای همه

توضیحات

این داستان این‌طور شروع می‌شود:

هوا هنوز تاریک بود؛ اما نوک قله‌های کوه‌های اطراف مکه، طلایی شده بود. خورشید کم‌کم از پشت کوه‌ها سر بلند می‌کرد و نورش را بر خانه‌ی کعبه می‌تاباند. حضرت عبدالمطلب، بزرگ و محترم مکه، کنار کعبه ایستاده بود و دعا می‌خواند. دستانش را به‌سوی آسمان بلند کرده بود و با خدایش رازونیاز می‌کرد. ناگهان صدای پای شتری به‌سرعت نزدیک شد. مردی عرب نفس‌زنان و عرق‌ریزان از شتر پیاده شد و خود را به عبدالمطلب رساند. چشمانش از ترس بزرگ شده بود.

بقیه‌ی داستان را ببینید…

دریافت رایگان فایل

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب ویدئویی لشکر پرندگان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *